شبهای روشن
ناظم حکمت
به من گفت : بیا
به من گفت : بمان
به من گفت : بخند
به من گفت : بمیر
آمدم ،
ماندم ،
خندیدم ،
مُردم.
مرثیه ی دوست
شفیعی کدکنی(م . سرشک) ، از مجموعه " هزاره ی دوم آهوی کوهی " ، انتشارات سخن
برای این روزهای ِ ایران...
سوگواران تو امروز خموش اند همه
که دهان های وقاحت به خروش اند همه
گر خموشانه به سوگ ِ تو نشستند ، رواست
زان که وحشت زده ی حشر ِ وُحوش اند همه
آه ازین قوم ریایی که درین شهر ِ دو روی
روزها شحنه و شب باده فروش اند همه
باغ را این تب روحی به کجا بُرد که باز
قمریان از همه سو خانه به دوش اند همه
ای هران قطره ز آفاق ِ هران ابر ببار!
بیشه و باغ به آواز تو گوش اند همه
گرچه شد میکده ها بسته و یاران امروز
مُهر بر لب زده وز نعره خموش اند همه،
به وفای تو که رندان ِ بلاکش فردا
جز به یاد ِ تو و نام ِِ تو ننوشند همه
طرح 1
پدر با جوانی زندگی می کند ،
مادر با آسایش ،
بچه های خیابانی با خانه
و من با تو.
راست است که می گویند
آدم ها همیشه با نداشته هایشان زندگی می کنند.
طرح
دود از کله اش بلند میشود،
عربده میزند و
تلو تلو خوران از دور دست نگاهها خارج میشود ،
بی آنکه رو سوی مقصدی داشته باشد،
قطار عاشق.
و اما عشق...
اطلاعیه
آی خونه دار و ُ بچه دار !
زنبیلُُ وردار و ُ بیار ،
همه رقم خس و خاشاک ِ تر وِ ُ تازه ؛
آشی ،
پلویی ،
کوکویی ،
خورشی ،
خوردن ،
بردن ...
- نوش جونشون ، گوشت شه به تنشون -
ببُر و ُ ببَر ؛
همه رقم خس و خاشاک
به شرط باطوم !
.........................................................................................................
پ.ن : از این به بعد به جای واژه "سبزی" بفرمایید"خس و ُ خاشاک" که خدای ناکرده کج اندیشان فکرای بد بد نکنن.
با تشکر - فرهنگستان زبان و ادب فارسی
حضرت " صدای ایران " متولد شد
" عطر نفست ستاره ها را چیده ست شب با دف ِ ماه تا سحر رقصیده ست
همچون سحر از عطر اذان سرشاری انگار لب ِ تو را خدا بوسیده ست * "
* رباعی ِ ایرج زبردست که به حضرت " فریاد و بیداد " تقدیم شده است.
سنتور ِ ایران یتیم شد
تلقین
قیصر امین پور ، از مجموعه " دستور زبان عشق " ، انتشارات مروارید
این روزها که می گذرد
شادم.
این روزها که می گذرد
شادم
که می گذرد
این روزها
شادم
که می گذرد...
چاره
برتولت برشت ، از مجموعه " آقای نخست وزیر " ، ترجمه ی دکتر شاهکار بینش پژوه ، انتشارات معین
سخن گوی کانون نویسندگان
در پی قیام هفدهم ژوئن
در خیابان استالین اعلامیه هایی پخش کرد .
روی اعلامیه ها نوشته شده بود :
دولت ، دیگر به ملت اعتماد ندارد .
بهتر نبود که دولت
با انحلال ملت
مردم دیگری برای خود انتخاب میکرد ؟...




